مجله دانشمند
علمی،خبر،بیوگرافی،فیلم و تلویزیون،سرگرمی،آموزشی،دانلود،داستان و.... و ..... و....... 
قالب وبلاگ
نويسندگان

روانشناسی رنگ ها  
 
  تاثیرات رنگ ها از نظر روان شناسی .....  
 
     
 
 
 
 
   
 
 
روانشناسی رنگ ها  
 
 
 
 
     
 
   
 

با وجودی که اثر رنگ ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می کند امّا برخی از تاثیرات رنگ ها دارای معنی یگانه ای در سراسر جهان هستند. رنگ هایی که در طیف رنگ ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ های گرم شناخته می شوند که این دامنه اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

رنگ هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ های سرد نامیده می شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی تفاوتی را به ذهن آورند.

● روان شناسی رنگ ها به عنوان روش درمان

در برخی از فرهنگ های قدیمی، از جمله مصری ها و چینی ها، از رنگ ها برای درمان استفاده می شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می گیرد.

در این روش:

▪ از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می شود.

▪ از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می شود.

▪ از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می شود.

▪ از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می شود.

▪ از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی های پوستی استفاده می شود.

اغلب روان شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می نگرند و می گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ ها اغراق شده و رنگ ها در فرهنگ های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش ها نشان داده اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

● روان شناسی رنگ های مختلف

۱) روان شناسی رنگ سیاه

▪ سیاه تمام نورها در طیف رنگ ها را جذب می کند.

▪ سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می شود.

▪ رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.

▪ در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.

▪ رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش های مد مورد استفاده قرار می گیرد.

۲) روان شناسی رنگ سفید

▪ رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.

▪ رنگ سفید می تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.

▪ رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان ها و کادر پزشکی از رنگ ▪ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می کنند.

۳) روان شناسی رنگ قرمز

▪ رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.

▪ رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.

▪ رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.

▪ رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

۴) روان شناسی رنگ آبی

▪ آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.

▪ رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.

▪ رنگ آبی، می تواند احساس غم، درون گرایی یا گوشه گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.

▪ رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق های آبی کارآیی بیشتری دارند.

▪ رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ هاست امّا یکی از رنگ هایی است که کمترین اشتها را بر می انگیزد. در برخی از برنامه های کاهش وزن توصیه می شود که غذای خود را در بشقاب های آبی بکشید. ▪ رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می شود.

▪ رنگ آبی می تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

۵) روان شناسی رنگ سبز

▪ رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.

▪ رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.

پژوهشگران دریافته اند که رنگ سبز می تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.

▪ رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می رفته است.

▪ از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می شود.

▪ رنگ سبز باعث کاهش استرس می شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می شوند.

۶) روان شناسی رنگ زرد

▪ رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.

▪ رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می کند، بیشتر از بقیه رنگ ها چشم را خسته می کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می تواند باعث چشم درد یا در حالت های خاص از دست دادن بینایی گردد.

▪ رنگ زرد می تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می شود اما بیشتر مردم در اتاق های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می دهند و بچه ها نیز در اتاق های زرد رنگ بیشتر گریه می کنند.

▪ رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می گردد.

▪ چون رنگ زرد، از بقیه رنگ ها زودتر دیده می شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می گیرد.

۷) روان شناسی رنگ ارغوانی

▪ رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.

▪ رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.

▪ رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

۸) روان شناسی رنگ قهوه ای

▪ رنگ قهوه ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان پذیری است.

▪ رنگ قهوه ای همچنین می تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.

▪ رنگ قهوه ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می آورد.

▪ رنگ قهوه ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

۹) روان شناسی رنگ نارنجی

▪ رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی زا در نظر گرفته می شود.

▪ رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می آورد.

▪ رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می گیرد.

۱۰) روان شناسی رنگ صورتی

▪ رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.

▪ رنگ صورتی اثر آرام بخشی دارد. در ورزشگاه ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می کنند تا بازیکنان آن ها کم انرژی و منفعل شوند.

با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

   
   
 
 
 
      http://shakhsyat.blogfa.com

 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 19:31 ] [ aigmblog ]

دستگاه تنفسی

  
علوم طبیعت > زیست شناسی > علوم جانوری > بافت شناسی
علوم طبیعت > علوم پزشکی (طب) > آناتومی بدن انسان
علوم طبیعت > زیست شناسی > علوم جانوری > آناتومی
(cached)


مقدمه

بدن موجودات زنده جهت تهیه اکسیژن برای متابولیسم سلولی و دفع دی‌اکسید کربن به دستگاه تنفس وابسته است. دستگاه گردش خون ابزار انتقال گاز بینبافتهای بدن و ششها است. به این ترتیب گردش خون و دستگاه تنفس به یکدیگر وابسته است.دستگاه تنفس با داشتن مجاری تنفسی و هوایی وظایف خود را با پالایش هوا انجام می‌دهد. دستگاه تنفس به دو ناحیه هوایی و تنفسی تقسیم شده است. ناحیه هوایی شامل حفره بینی ، حلق ، حنجره ، نای و سیستم نایژه‌هاست که هوا را از محیط پیرامون به قسمت تنفسی ششها می‌رساند. 



تصویر

ناحیه هوایی دستگاه تنفسی

بخش بیرونی ناحیه تنفسی دستگاه تنفس از حفره بینی تا نایژه‌ها دارای پوشش مطبق کاذب مژک‌دار با سلولهای جامی شکل است. بافت پیوندی سست زیرین دارای تعداد زیادی غدد سروزی- موکوسی است. ترشحات غدد بوسیله مژه حمل می‌شوند. مژه با حرکت موجی ترشحات را به طرف حفره بینی هدایت می‌کند. آستر مخاط دارای سلولهای ائوزینوفیل ، ماکروفاژ و فولیکولهای لنفاوی است.

این قسمت ایمونوگلوبولین A تولید می‌کند و به پوشش مخاطی می‌رسد و باکتریها و ویروسها را می‌کشد. استخوان دیواره‌های حفره بینی و غضروف حنجره و نای و نایژه به دستگاه استحکام می‌بخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و یا بیش از حد منبسط نشوند. رشته‌های ارتجاعی باعث کشیده شدن لوله‌های هوایی به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم می‌شود. 

حفره بینی

حفره بینی بوسیله دیواره بینی به دو بخش قرینه تقسیم می‌شود. کام سخت حفره بینی را از حفره دهانی جدا می‌کند. پوشش این ناحیه از بافت مطبق سنگفرشی غیر شاخی همراه با مو ، غده‌های چربی و غده‌های عرق است. حفره بینی شامل بخش تنفسی و بویایی است. در نتیجه لایه سلولهای پوششی می‌تواند حفره بینی را مرطوب و به کمک رگهای خونی خود آن را گرم کند. 

حلق

حلق به دو بخش بینی- حلقی و دهانی- حلقی تقسیم شده است. کام نرم ، ناحیه بینی-حلقی را از حفره دهان جدا می‌کند. ناحیه دهانی- حلقی راه تنفسی و گوارش است. مخاط ناحیه بینی- حلقی دارای سلولهای مژه‌دار و غدد است و مخاط ناحیه دهانی- حلقی همراه با غدد موکوسی است. لوزه‌های حلقی در سقف ناحیه بینی- حلقی قرار دارند. زیر مخاط حلق محتوی غدد موکوسی است. ماهیچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولی در درون و حلقوی در بیرون است. 

حنجره

حنجره در عقب حفره بینی و در بالای نای قرار دارد. حنجره غضروفهایی دارد که باعث باز نگه داشتن آن می‌شود. در حنجره تعدادی تار یا طناب صوتی وجود دارد که ارتعاش آنها بوسیله هوای بازدم باعث تولید صدا می‌شود یک زایده غضروفی به نام اپی‌گلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را می‌بندد و مانع ورود غذا به درون نای می‌شود. تارهای صوتی از جنس بافت پیوندی ارتجاعی هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش این تارها و تولید صدا می‌شود. 



تصویر

ششها

شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پیوندی درون شش دارای مقدار زیادی رشته‌های ارتجاعی و ماهیچه صاف است. نایژه‌های اصلی و رگهای ششی از طریق ناف این اندام وارد ششها می‌شوند. شش سمت راست دارای سه لوب و شش سمت چپ دارای دو لوب است. هر لوب یک شاخه از نایژه از نایژه اصلی را دریافت می‌کند. هر لوب به لوبولهایی تقسیم شده است. ساختار درونی ششها دارای سیستمی شاخه‌ای است که به نام درخت نایژکی خوانده می‌شوند. در فضای میان دو لایه جنب کمی مایع وجود دارد که حرکات ششها را آسان می‌کند. حدود 300 میلیون کیسه هوایی در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهای تنفسی را به عهده دارند. 

نای

نای دارای 16 تا 20 بند است و هوا پس از حنجره وارد نای می‌شود. هر یک از بندها قطعه‌ای به شکل U و دارای غضروف شفاف با پری‌کندرویوم است که بوسیله نوارهایی از ماهیچه صاف در ناحیه باز U به یکدیگر متصل می‌شوند. نوارهای ماهیچه‌ای بطور طولی و مایل قرار گرفته‌اند. حلقه‌های غضروفی بوسیله بافت پیوندی متراکم بهم متصل می‌شوند. 

انشعابات نای

نای انشعاب یافته نایژه اصلی را می‌سازد. این دو شاخه به ششها راه دارند ساختار نای و نایژه اصلی مشابه یکدیگر است گر چه غضروف بخش انتهایی نایژه‌ها نامنظم می‌شود. نایژه‌های اصلی به تعدادی مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژه‌های بزرگ ، نایژکها ، نایژکهای انتهایی ، نایژکهای تنفسی ، مجرای آلوئولی و کیسه هوایی. 

ناحیه تنفسی

نایژکهای انتهایی به نایژکهای تنفسی و آنها نیز به مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژکهای تنفسی از نظر بافتی شبیه نایژکها هستند به جز اینکه کیسه‌های هوایی دارند. مجاری هوایی به تعدادی کیسه هوایی ختم می‌شوند. کیسه‌های هوایی به شکل حبابهایی با دیواره بسیار نازک ، رشته‌های ارتجاعی و بدون ماهیچه هستند. کیسه هوایی ظریف و فنجانی شکل بوده پوشش آن سنگفرشی ساده است.

بین حبابها دیواره‌ای از رشته‌های شبکه‌ای و ارتجاعی در میان سلولهای فعال وجود دارد. تعدادی لوکوسیت ، ماست سل ، فیبروبلاست و شبکه مویرگی نیز در این ناحیه دیده می‌شود. سلولهای دیواره دارای اکتین و میوزین است و عمل تبادل در این ناحیه صورت می‌گیرد. مویرگها دارای دیواره نازک با پوشش تماس دارند. 



تصویر

چگونگی تنفس

تنفس در آدمی شامل دو مرحله دم و بازدم است. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج می‌شود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمی دارد. فشار فضای میان دو لایه پرده جنب همیشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همین دلیل ششها حتی در حالت بازدم ارادی نیز کاملا بسته نمی‌شوند. قبل از شروع دم کلیه ماهیچه‌های تنفس در حال استراحت هستند و دیافراگم به صورت یک گنبد است و دنده‌ها در پایین‌ترین وضعیت خود قرار دارند و فشار فضای جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نیمه باز هستند. هنگامی که فرمان عصبی دم توسط مراکز تنفسی در مغز صادر می‌شود اعصاب حرکتی ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی و دیافراگم را منقبض می‌کنند.

انقباض ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی موجب حرکت دنده‌ها به بالا و طرفین می‌شود. انقباض دیافراگم موجب افزایش حجم قفسه سینه می‌شود. این افزایش حجم باعث کاهش فشار مایع جنب و باز شدن کیسه‌ها می‌شوند و هوا را به درون خود می‌کشانند. بنابراین عامل اصلی باز شدن کیسه‌های هوایی و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار می‌افتد. در پایان دم ماهیچه‌ای ویژه دم استراحت می‌کنند. خاصیت ارتجاعی ششها و وزن قفسه سینه موجب می‌شود که ششها به حالت اولیه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزایش فشار هوای درون شش نسبت به اتمسفر و در نتیجه بیرون راندن هوا می‌شود بازدم را بطور فعال نیز می‌توان انجام داد. 

تنظیم حرکات دم و بازدم

نورونهای بصل‌النخاع دارای فعالیت خودکار و متناسب هستند. در بصل‌النخاع علاوه بر نورونهای مرکز دم ، نورونهای دیگری وجود دارد که تحریک آنها ماهیچه‌های بازدم را فعال می‌کند. اما در تنفس عادی پس از توقف فعالیت مرکز عصبی دم ، انقباض ماهیچه‌های تنفسی پایان می‌یابد و بازدم به صورت غیر فعال و به علت خاصیت ارتجاعی ششها صورت می‌گیرد. همچنین مراکز ارادی تنفس در قشر مخ وجود دارد. گازهای تنفسی نیز در میزان فعالیت تنفس نقش دارند. عامل این تنظیم مقدار اکسیژن و بویژه دی‌اکسید کربن موجود در خون است. توازن این دو گاز در خون باید حفظ شود. 

انتقال و تبادل گازهای تنفسی

هنگامی که بک مولکول اکسیژن هوا وارد دستگاه تنفس می‌شود تا زمانی که به درون یکی از سلولهای بدن برسد باید مراحل زیر طی شود. 
  • انتقال از هوا به شش
  • انتقال از شش به خون (تبادل)
  • انتقال در خون
  • انتقال از خون به بافتها (تبادل).
عکس این حالات در مورد دی‌اکسید کربن صادق است. 

مباحث مرتبط با عنوان

 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 19:26 ] [ aigmblog ]


ساختمان بدن انسان
«ای انسان! این جهان عظیم، شگفت و با عظمت بارها در تو خلاصه شده است. چرا در خود تامل و تفكر نمی كنی؟!» (علی علیه السلام)
استخوان بندی بدن

 

در نظام آفرینش، انسان تنها موجودی راست قامتی است كه روی دو پا راه می رود؛ در حالی كه بقیه ی جانوران معمولا روی چهار دست و پا راه می روند. بدن انسان توسط اسكلت یا استخوان بندی، شكل خاص و زیبایی به خود گرفته و این یكی از شگفتی های نظام آفرینش است. حال چشم ها را ببندید و فرض كنید كه در بدن شما هیچ استخوانی وجود ندارد، در این حال به چه شكلی در خواهید آمد؟ آیا حركت و راه رفتن برای شما مقدور است؟ چگونه غذا می خورید و با چه اندامی غذا را می جوید؟ هدف از بیان این مطالب پی بردن به یك نعمت بزرگ الهی، یعنی استخوان بندی بدن انسان است. استخوان در بدن ما چه وظیفه ای دارد و چگونه طراحی و ساخته شده است. اسكلت بدن از 206 قطعه استخوان ریز و درشت ساخته شده كه بدن انسان را شكل می دهد و موجب می شود بتواند كلیه ی فشارها و وزن خود را به راحتی تحمل كند.
حال استخوان ها و تركیب آن ها را به طور اجمال مورد بررسی قرار می دهیم. اسكلت بدن انسان طبق یك قانون دقیق مهندسی ساخته شده است. به طور مثال، اندام های ظریف و حساس بدن به طور شگفتی به وسیله ی یك استخوان بندی محافظت می شوند. مثلا مغز كه فرمانروای بدن آدمی است، در یك محفظه ای محكم به نام جمجمه قرار گرفته است و یا نخاع در میان ستون فقرات محافظت می شود، و یا قلب و ریه در میان قفسه ی سینه قرار دارند. وسیله ای كه حركت انسان را ممكن می سازد، اسكلت و ماهیچه ها هستند . اگر اسكلت بدن را براساس قوانین فیزیك مورد بررسی قرار دهیم، شگفتی های عجیبی را در خواهیم یافت.
براساس قانون سوم نیوتتن، هر عمل دارای عكس العملی مساوی و در مخالف جهت نیرو و اراده است. ارتباط این قانون با بدن انسان در كجاست؟ هر انسانی دارای وزن مشخصی است و هرگاه شروع به حركت كردن،‌قدم زدن، دویدن و پریدن می كند كلیه ی وزن بدن او روی یك پا قرار می گیرد. به عنوان مثال ، اگر وزن شخصی 70 كیلوگرم باشد، هنگام راه رفتن تمام این وزن به طور متناوب روی یك پا قرار می گیرد و اگر شروع به دویدن كند و یا بپرد، وزن او حدود 2 برابر یا بیش تر نیرو ایجاد می كند. برای این كه این مطلب را دقیقا متوجه شوید از ارتفاع نیم متری روی یك دستگاه سنجش وزن بپرید و وزن خود را ببینید. عقربه ی دستگاه حدودا وزن 140 كیلوگرم را نشان م یدهد. در این حال، طبق قانون سوم نیوتن كه می گوید هر عملی دارای عكس العملی مساوی و در مخالف جهت نیروی وارده است، مخالف جهت پای انسان كجاست؟ مگر غیر از سر شخص است؟ پس چرا ما در ناحیه ی سر خود، ضربه ای حس نمی كنیم؟ این در حالی است كه طبق این قانون، نیروی وارده بر سر ما باید حدود 140 كیلوگرم باشد. نیرو به چه شكلی خنثی می شود و چه عواملی این نیرو را خنثی می كنند؟ شگفتی در همین جا است!
اگر اسكلت بدن خود را مورد بررسی قرار دهیم، پاسخ این پرسش روشن خواهد شد. ابتدا از ویژگی های كف پا شروع می كنیم تا به جمجمه برسیم، و از این طریق به عظمت خود پی ببریم و ببینیم چه قدر به انسان لطف داشته و چرا او را گل سر سبد آفرینش قرار داده است و بنابراین خدا را همیشه شاكر باشیم. اگر كمی به كف پای خود دقت كنید قوسی را می بینید؛ این قوس برای چیست؟ برای درك بهتر این موضوع، پل های قدیمی و یا طاق چشمه ها را مثال می زنیم كه از نظر معماری، از مقاومت بیش تری برخوردارند.
 

 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 19:13 ] [ aigmblog ]

ساختمان چشم شبیه یك كره است. در قسمت جلوی این كره یك پنجره شفاف به نام قرنیه وجود دارد. نور از محیط خارج وارد قرنیه شده پس از عبور از مردمك به عدسی می رسد. عدسی نور را به صورت دقیق روی شبكیه متمركز می كند تا تصویر واضحی بر روی شبكیه ایجاد شود.



● كلیات 
كار اصلی چشم آن است كه نورهایی را كه از خارج دریافت می كند طوری روی پرده شبكیه متمركز كند كه تصویر دقیقی از شیء مورد نظر روی پرده شبكیه ایجاد شود. شبكیه این تصاویر را به صورت پیام های عصبی به مغز ارسال می كند و این پیام ها در مغز تفسیر می شوند. بنابراین برای واضح دیدن، قبل از هرچیز لازم است كه نور به طور دقیق روی پرده شبكیه متمركز شود. 
ساختمان چشم شبیه یك كره است. در قسمت جلوی این كره یك پنجره شفاف به نام قرنیه وجود دارد. نور از محیط خارج وارد قرنیه شده پس از عبور از مردمك به عدسی می رسد. عدسی نور را به صورت دقیق روی شبكیه متمركز می كند تا تصویر واضحی بر روی شبكیه ایجاد شود. 
برای آنكه اشیاء به صورت دقیق و واضح دیده شوند لازم است مسیری كه نور در چشم طی می كند شفاف باشد و قرنیه و عدسی نور را درست روی شبكیه متمركز كنند. 
● پلك 
وقتی جسم نوك تیزی به چشم ما نزدیك می شود ما بی اختیار پلك ها را می بندیم. پلك ها در حقیقت ساختمان های تمایز یافته ای از جنس پوست و عضلات زیر پوستی هستند كه وظیفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل یك صافی از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگیری می كنند. خود پلك ها دو وظیفه مهم دارند: اول آنكه مثل یك دیوار دفاعی جلوی قسمت عمده ای از كره چشم را می گیرند و از كره چشم محافظت می كنند، دوم آنكه پلك ها هر ۵ تا ۱۰ ثانیه یك بار باز و بسته می شوند كه این امر به شسته شدن میكروب ها و ذرات خارجی از سطح چشم كمك می كنند و در حقیقت سطح چشم را جارو می كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزیع یكنواخت اشك بر روی كره چشم كمك می كند. 
● ملتحمه 
ملتحمه یك لایه شفاف محافظ است كه سطح داخلی پلك ها و روی سفیدی كره چشم را می پوشاند. در ملتحمه رگ های خونی و گلبول های سفید به مقدار زیادی وجود دارد. این رگ ها و سلول های دفاعی تا حد زیادی از ورود میكروب ها و عوامل بیماری زا به قسمت های عمقی چشم جلوگیری می كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه می دارد و در حقیقت سطح چشم را روغنكاری می كند كه این امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف می شود. 
● قرنیه 
قرنیه قسمت شفاف جلوی كره چشم است كه از پشت آن ساختمان های داخلی تر كره چشم مثل عنبیه و مردمك دیده می شود. قرنیه چشم را می توان به شیشه پنجره تشبیه كرد. همانطور كه اگر شیشه پنجره كثیف باشد اشیاء بیرون تار دیده می شوند، اگر بر روی قرنیه كسی لكه یا كدورتی وجود داشته باشد فرد اشیاء را تار می بیند. به علاوه همانطور كه از پشت یك شیشه موجدار یا مشجر اشیاء كج و كوله و ناصاف دیده می شوند. در صورتی كه سطح قرنیه ناهموار باشد اشیاء ناصاف و تار دیده می شوند. 
البته قرنیه انسان یك تفاوت مهم با شیشه پنجره دارد و آن هم اینكه شیشه پنجره یك سطح صاف است در حالیكه قرنیه بخشی از یك كره است. این ساختمان كروی باعث می شود كه قرنیه چشم مثل یك ذره بین عمل كند و نورهایی را كه از محیط خارج وارد كره چشم می شوند به صورت پرتوهای همگرا درآورد كه تصویر واضحی روی شبكیه ایجاد كنند. البته در همه افراد این امر به صورت دقیق اتفاقی نمی افتد. مثلاً اگر انحنای قرنیه كسی بیشتر از حد طبیعی باشد تصاویر به جای آنكه روی پرده شبكیه بیفتد در جلوی پرده شبكیه تشكیل می شود. چنین فردی نزدیك بین (میوپ) است. همچنین اگر انحنای قرنیه كسی كمتر از حد طبیعی باشد تصاویر به جای آنكه روی پرده شبكیه بیفتند در پشت آن تشكیل می شوند. چنین فردی دوربین (هیپروپ) است. به طوری كه می بینیم قرنیه افراد نقش مهمی در تعیین دوربینی یا نزدیك بینی یا شماره چشم افراد دارد. به همین علت اكثر روش های جراحی برای اصلاح دید و شماره عینك روی این بخش از چشم انجام می گیرد. مثلاً در روش های لیزر (PRK)، لیزیك(LASIK)، لازك(LASEK) و جراحی با تیغه الماس (RK) مقدار انحنای قرنیه تغییر می كند و شماره چشم فرد اصلاح می شود. همچنین استفاده از لنز تماسی (كنتاكت لنز) كمك می كند كه انحنای قرنیه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و دید فرد اصلاح شود. 
● عنبیه و مردمك 
عنبیه بخش رنگی پشت قرنیه است كه رنگ چشم افراد را تعیین می كند. رنگ این بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبی و سبز تا عسلی و قهوه ای تغییر می كند. در وسط عنبیه سوراخی به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظیم می كند. كار مردمك مثل پرده ای است كه پشت پنجره آویزان شده و نور ورودی به اتاق را كم و زیاد می كند. همانطور كه وقتی نور خارج شدید و زیاد باشد، پرده را می بندیم تا نور كمتری به اتاق وارد شود، وقتی چشم در محیط پر نور قرار می گیرد مردمك تنگ می شود تا مقدار نور كمتری وارد چشم شود. به همین صورت وقتی چشم در محیط كم نور قرار می گیرد مردمك گشاد می شود تا نور بیشتری وارد چشم شود.
● اتاق قدامی 
اتاق قدامی فضای كوچكی است كه بین قرنیه و عنبیه قرار دارد. در این فضا مایعی به نام زلالیه جریان دارد كه به شستشو و تغذیه بافت های داخل چشم كمك می كند. همانطور كه در یك استخر برای پاك ماندن استخر مرتباً مقداری آب خارج می شود و به جای آن آب تصفیه شده وارد می شود، در چشم هم مرتباً مقداری از مایع زلالیه خارج می شود و مایع زلالیه جدیدی كه در چشم تولید شده است جایگزین آن می شود. اگر به هر دلیلی تعادل بین تولید و خروج این مایع به هم بخورد مقدار مایع زلالیه در چشم افزایش پیدا می كند و فشار داخل كره چشم از حد طبیعی بیشتر می شود. (مقدار طبیعی فشار چشم در افراد بالغ بین ۱۰ تا ۲۱ میلی متر جیوه است). بالا رفتن فشار چشم به پرده شبكیه و عصب بینایی آسیب می زند و باعث بیماری آب سیاه یا گلوكوم می شود. 
● عدسی 
عدسی یك ساختمان شفاف در پشت عنبیه است كه در متمركز كردن دقیق پرتوهای نور بر روی شبكیه به قرنیه كمك می كند. ضخامت عدسی چشم در شرایط مختلف تغییر می كند و بسته به آنكه شیء مورد نظر در چه فاصله ای از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسی كم و زیاد می شود. بنابراین فرد می تواند اشیاء را در فواصل مختلف (از بی نهایت تا حدود ۲۰ سانتی متری و گاهی نزدیك تر) به طور واضح ببیند. هرچه سن افراد بیشتر می شود قدرت تغییر شكل عدسی كمتر می شود به طوری كه در حدود سن ۴۰ سالگی قدرت تغییر شكل عدسی آنقدر كم می شود كه اكثر افراد برای دیدن اشیاء نزدیك و انجام كارهایی مثل مطالعه و خیاطی به عینك كمكی برای دید نزدیك (عینك مطالعه) نیاز پیدا می كنند. این همان حالتی است كه به آن پیر چشمی گفته می شود. 
با گذشت سن علاوه بر آنكه قدرت تغییر شكل عدسی كم می شود میزان شفافیت عدسی هم كم می شود. گاهی كدورت عدسی آنقدر زیاد می شود كه مثل پرده ای دید فرد را تار می كند. این كدورت عدسی را اصطلاحاً آب مروارید یا كاتاراكت می گویند. 
● زجاجیه 
زجاجیه مایع ژله مانند شفافی است كه داخل كره چشم را پر می كند و به آن شكل می دهد.. زجاجیه از پشت عدسی تا روی پرده شبكیه وجود دارد.. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجیه تغییر می كند و در بعضی جاها حالت آبكی پیدا می كند. در این حال بعضی قسمت های زجاجیه شفافیت خود را از دست می دهد و سایه ای روی پرده شبكیه می اندازد كه فرد آن را به صورت اجسام شناور كوچكی می بیند كه مثل مگس در میدان بینایی بالا و پایین می روند. این حالت اصطلاحاً مگس پران گفته می شود. 
● شبكیه 
شبكیه یك پرده نازك حساس به نور (شبیه فیلم عكاسی) است كه در عقب كره چشم قرار دارد. پرتوهای نوری كه به شبكیه برخورد می كنند به پیام های عصبی تبدیل می شوند كه از طریق عصب بینایی به مغز منتقل می شوند و در مغز تفسیر می شوند. 
در شبكیه انسان انواع مختلفی از سلول های گیرنده نوری وجود دارد كه میزان حساسیت آن ها به نور متفاوت است. گیرنده های نوری استوانه ای بیشتر برای دید در محیط های تاریك به كار می روند. گیرنده های مخروطی برای تشخیص رنگ و جزئیات ظریف تمایز یافته اند. ترتیب قرار گیری این سلول ها در شبكیه طوری است كه در ناحیه مركزی شبكیه (ماكولا) تعداد گیرنده های مخروطی بیشتر است. بنابراین وقتی فردی به صورت مستقیم به شیئی نگاه می كند تصویر آن شیء مستقیماً روی ماكولا در جایی می افتد كه تعداد سلول های مخروطی بیشتر است و در نتیجه شیء با وضوح بیشتری مشاهده می شود. 
● مشیمیه 
مشیمیه پرده نازك سیاه رنگی است كه دور شبكیه را احاطه كرده است. این پرده تعداد زیادی رگ های خونی دارد كه مواد غذایی را به بخش هایی از شبكیه می رساند. به علاوه سلول های این لایه حاوی تعداد زیادی رنگ دانه سیاه ملانین است كه رنگ سیاهی به این بخش از چشم می دهد. وجود رنگ سیاه مانع از انعكاس نورهای اضافی در داخل كره چشم می شود و به تشكیل تصویر واضحتر كمك می كند. 
● صلبیه 
صلبیه بخش سفید رنگ نسبتاً محكمی است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنیه را می پوشاند و از ساختمان های داخل كره چشم محافظت می كند. این بخش از چشم اثر مستقیمی در فرایند بینایی ندارد و در واقع مثل یك اسكلت خارجی از كره چشم محافظت می كند. 
● عصب بینایی 
عصب بینایی كه رابط كره چشم و مغز می باشد از عقب كره چشم خارج می شود و از طریق سوراخی در استخوان پروانه ای جمجمه به مغز می رسد. این عصب پیام های بینایی را به مغز ارسال می كند و این پیام ها در مغز تفسیر می شوند. 
● عضلات چشم 
برای آنكه ما بتوانیم اشیاء را در جهات مختلف ببینیم لازم است بتوانیم چشم را در جهات مختلف بالا، پایین، چپ و راست بچرخانیم. حركات كره چشم در هر چشم به وسیله ۶ عضله كوچك كه به اطراف كره چشم می چسبد كنترل می شود. بیماری این عضلات و یا عدم هماهنگی آن ها می تواند به انحراف چشم یا لوچی منجر شود.

پایگاه اطلاعرسانی مرکز اصلاح دید نور

منبع:
http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/medical_science/c13c1143585166_eye_p2.php
 

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 19:07 ] [ aigmblog ]

کلیه

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
پرش به: ناوبری,
 
 
قلوه گوسفند
 
 
برشی از کلیه
 
 
بافت پوششی در کلیه. بزرگنمایی : 4x
 
 
بافت پوششی در کلیه. بزرگنمایی : 10x
 
 
بافت پوششی در کلیه. بزرگنمایی : 40x


کُلیه یا قلوه (به فارسی: گُرده)*[۱] یکی از اندامهای درونی بدن انسان و برخی دیگر از جانداران است.

بطور معمول در هر فرد سالم دو کلیه وجود دارد که هر یک در یکطرف ستون مهره‌ها و زیر دنده‌های تحتانی واقع شده اند. کلیه‌ها به رنگ قرمز متمایل به قهوه‌ای بوده و از نظر شکل شبیه لوبیا می‌باشند. هر کلیه به اندازه مشت بسته فرد است. اکثر اعضاء بدن برای عملکرد مطلوب وابسته به کلیه‌ها هستند. در نتیجه کلیه‌ها یکی از مهم‌ترین اعضای بدن انسان هستند.

محتویات

 [نهفتن

وظایف کلیه‌ها [ویرایش]

مهم‌ترین وظیفه کلیه‌ها برداشت مواد زائد از خون و بازگرداندن خون تصفیه شده به بدن می‌باشد. هر دقیقه حدود یک لیتر خون (یک پنجم خونی که توسط قلب پمپ می‌شود) از طریق سرخرگ کلیوی وارد کلیه‌ها می‌شود. پس از اینکه خون تصفیه شد خون تصفیه شده از طریق سیاهرگ‌های کلیوی به بدن باز می‌گردد. داخل هر کلیه متجاوز از یک میلیون واحد بسیار ریز عملکردی بنام نفرون وجود دارد. هر نفرون از یک صافی بسیار کوچک بنام کلافه (گلومرول) که به یک لوله کوچک (توبول) متصل است تشکیل می‌شود. آب و مواد زائد توسط این صافی از خون جدا می‌شوند و بداخل لوله‌های کوچک (توبول‌ها) جریان پیدا می‌کنند. قسمت عمده این آب توسط لوله‌های کوچک باز جذب می‌شود و مواد زائد بصورت غلیظ وارد ادرارمی‌شوند تا دفع گردند. ادرارهای جمع شده از لوله‌های کوچک وارد قسمت قیفی شکل بنام لگنچه کلیه شده و سپس از طریق لوله‌ای بنام میزنای وارد مثانه می‌شود. مثانه ادرار را تا زمانی که ادرار کنید نگهداری می‌کند. پس از مثانه ادرار از طریق لوله‌ای بنام میزراه از بدن خارج می‌شود. کلیه سالم بطور معمول یک تا ۲ لیتر ادرار در روز و بر اساس میزان مایعات دریافتی تولید می‌کند. کلیه سالم قابلیت افزایش فعالیت خود را دارد بطوریکه اگر یک کلیه از دست رود کلیه دیگر بزرگ شده و کار دو کلیه را انجام خواهد داد.

سه وظیفه اصلی کلیه‌ها [ویرایش]

1-کلیه‌ها آب بدن را تنظیم می‌کنند: برای اینکه بدن شما بدرستی و به نحو مطلوب فعالیت کند لازم است که دارای حجم مناسب آب باشد. یکی از مهم‌ترین وظایف کلیه‌ها برداشت آب اضافی یا حفظ آب بدن در موارد ضرورت می‌باشد.

2-کلیه‌ها مواد زائد را برداشت می‌کنند: بسیاری از مواد در خون و مایعات بدن باید در اندازه مناسب وجود داشته باشند تا بدن به درستی عملکرد داشته باشد. برای مثال: سدیم و پتاسیم مواد معدنی هستند که از مواد غذایی بدست می‌آیند. این مواد معدنی برای سلامتی لازم هستند اما باید در حد معینی نگهداشته شوند. زمانیکه کلیه‌ها بدرستی فعالیت کنند، مواد زائد از بدن داخل ادرار ترشح می‌شوند همچنین کلیه‌ها در تنظیم سایر مواد معدنی در بدن مانند: کلسیم و فسفر که برای تشکلی استخوان لازمند، کمک می‌کنند مواد زائد مانند: اوره و کراتی نیز باید از بدن خارج شوند. اوره و سایر مواد زائد زمانی که بدن پروتئین‌ها مانند: گوشت را تجزیه می‌کند، تشکیل می‌شوند. کراتی نین یک محصول زائد ماهیچه است. اگر فعالیت کلیه‌ها کاسته شود، اوره و کراتی نیز در خون افزایش می‌یابند بسیاری از محصولات زائد اگر از مایعات بدن جدا نشوند برای بدن سمی هستند برای مثال، وقتی فردی دارویی مصرف می‌کند، مواد زائد شیمیایی که از مصرف این دارو در بدن بوجود می‌آیند، عمدتاً توسط کلیه‌ها از بدن خارج می‌شوند.

۳- کلیه‌ها هورمون می‌سازند: کلیه‌های سالم پیک (پیغام بر)‌های شیمیایی مهمی بنام هورمون‌ها را نیز می‌سازند. این هورمون‌ها در جریان خون گردش کرده و بعضی از عملکردهای بدن مانند: فشار خون، ساختگویچه‌های قرمز و برداشت کلسیم از روده‌ها را تنظیم می‌کنند.

نشانه‌های بیماری کلیوی [ویرایش]

بیماری کلیوی معمولاً بی سر و صدا پیشرفت می‌کند و پیش از ایجاد هر گونه شکایت موجب تخریب قسمت عمده‌ای از فعالیت و عملکرد کلیه می‌گردد. بنابراین افراد در معرض خطر پیشرفت بیماری کلیوی باید بطور مرتب مورد ارزیابی قرار گیرند. این افراد کسانی هستند که مبتلا به بیماری قند - دیابت - پرفشاری خون، بیماری عروقیو وابستگان نزدیک افراد مبتلا به بیماریهای ارثی کلیه می‌باشند.

گاهی اوقات افراد با بیماری شدید کلیوی نیز بدون علامت می‌باشند. این موضوع اهمیت آزمایش خون یا آزمایش ادرار را در بررسی مشکلات کلیوی روشن می‌کند. به هرحال شکایات و علائم زیر می‌توانند نشانگر بیماری کلیوی باشند که در صورت وجود، انجام آزمایشات و بررسی‌های بیشتر توصیه می‌شود. بعضی از علائمی که می‌تواند نشانگر بیماری کلیوی باشد عبارت‌اند از:

زمانی که کلیه‌ها نارسا شوند مواد زائد و مایعات در بدن تجمع پیدا کرده و شما نیاز به درمان دیالیز (برای تصفیه خون یا به وسیله ماشین یا از راه شکم و به صورت دیالیز صفاقی) یا پیوند کلیه دارید چگونه می‌توانید در پیشگیری از بیماریهای کلیوی موثر باشید. فشار خون خود را بطور منظم چک کنید. فشار خون بالا و کنترل نشده سرعت طبیعی هر گونه بیماری کلیوی را افزایش می‌دهد. اگر شما مبتلا به مرض قند می‌باشید، باید بیماری شما تحت کنترل درآید. تعداد زیادی از بیماران کلیوی مبتلایان به بیماری قند می‌باشند به ویژه و حتی الامکان از مصرف داروهایی که توسط پزشک تجویز نشده‌اند ماند مسکن‌ها خودداری کنید. پیش از مصرف هر دارو حتماً با پزشک خود مشورت نمائید. دیگر داروهای ویژه مانند سموم، آفت‌کش‌ها و مواد مخدر و ... نیز می‌توانند موجب آسیب کلیه شوند. پزشک شما مشکلات و عوارض ناشی از مصرف طولانی مدت و بدون مجوز این داروها را بیان می‌کند.

پانویس [ویرایش]

^ در لهجه همدانی گُردله، در گویش کرشی گُردک

منابع [ویرایش]

مقاله کلیه از دانشنامهٔ رشد

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 19:03 ] [ aigmblog ]

مایع داخل سلولی(Intracellular Fluid Compartment)

حدود 28 لیتر از 42 لیتر مایع بدن درون 100 تریلیون سلول آن قرار دارد و به کل آن مایع داخل سلولی می گویند. لذا مایع داخل سلولی حدود 40 درصد از وزن بدن یک مرد متوسط را تشکیل می دهد. ترکیب اجزای مختلف درون هر سلول مخصوص همان سلول است اما غلظت این مواد در سلول های مختلف شبیه هم است.

مایع خارج سلولی(extracellular fluid compartment)

به مجموعه تمام مایعات بیرون از سلول ها ٬ مایع خارج سلولی می گویند. مجموع این مایعات حدود 20 درصد از وزن بدن را تشکیل می دهد. دو بخش عمده ی مایع خارج سلولی عبارتند از مایع میان بافتی که حدود سه چهارم مایع خارج سلولی را تشکیل می دهد و پلاسما که حدود یک چهارم مایع خارج سلولی را تشکیل می دهد. پلاسما همان قسمت غیر سلولی خون است که همواره از طریق منافذ غشای مویرگ ها با مایع میان بافتی در ارتباط می باشد. نفوذپذیری این منافذ تقریبا نسبت به تمام مواد محلول در مایع خارج سلولی به جز پروتئین ها زیاد است. بنابراین مایعات خارج سلولی پیوسته در حال اختلاط هستند به طوری که ترکیب پلاسما و مایعات میان بافتی تقریبا یکسان است جز پروتئین ها که غلظت آنها در پلاسما بیشتر است

 


دید کلی

چون سلول قادر است همه اعمال یک موجود زنده را بطور کامل انجام دهد، بنابراین به عنوان واحد حیات محسوب می‌گردد. ولی از آنجا که همه بافتها و ارگانهای بدن از اجتماع سلولها تشکیل شده ، بطور مرسوم سلول را واحد ساختمان بدن نامیده‌اند. ماده حیاتی تشکیل دهنده سلول را پروتوپلاسم (Protoplasm) می‌نامند که عمده قسمت آن غیر از هسته سلول ، سیتوپلاسم ، محتویات هسته (Karyoplasm) می‌باشد. پروتوپلاسم بوسیله غشایی از محیط اطراف جدا شده است که آن را غشای سلولی یا cell membrane می‌نامند. پروتوپلاسم از آب ، الکترولیتها ، املاح و ماکرومولکولهای آلی مانند پروتئینها ، پلی ساکاریدها ، لیپیدها و اسیدهای نوکلئیک تشکیل شده است که محیط و بستر مناسبی را برای فعالیتهای سلول فراهم می‌کند.

ارگانلها organelles ، ساختمانهای تخصص یافته‌ای هستند که اعمال مختلفی را هدایت می‌کنند و در داخل سیتوپلاسم پراکنده‌اند. در گذشته ، سیتوپلاسم منهای ارگانلها را محلولی بی‌شکل محسوب می‌نمودند و آنرا سیتوزول (مایع سلولی Sytosole) می‌نامیدند. استفاده از تکنیکهای پیشرفته بیانگر آن است که سیتوپلاسم سلول حاوی شبکه بسیار ظریف و پیچیده‌ای از الیاف باریک microtrabecular می‌باشد که همراه اجزای محلول آن در مجموع ماتریکس سلولی (cytomatrix) نامیده می‌شود. ساختمان و عملکرد ارگانلهای سلولی عبارتند از: 



img/daneshnameh_up/5/53/t.7.gif

غشای سلولی

غشای سلولی ساختمانی است به ضخامت 7 تا 10 نانومتر که محدوده سلول را معین کرده و به عنوان سدی انتخابی ، مبادله مواد بین سلول و محیط اطرافش را کنترل می‌کند. بنابراین اولین نشانه آسیب سلولی ، متورم شدن سلول می‌باشد که در اثر از بین رفتن قدرت انتخابی غشا و هجوم مواد به داخل سلول بوجود می‌آید. غشای ساختمانی است لیپوپروتئینی یعنی بطور عمده از لیپیدها و پروتئینهاتشکیل شده ، با وجود این ، مقدار کمی کربوهیدراتها نیز در ساختمان آن شرکت دارد. 

ریبوزوم‌ها (Ribosomes)

ریبوزومها ذرات بسیار کوچک و متراکمی با ابعاد 15 تا 25 نانومترند که عمدتا از 7RNA و مقداری پروتئین ساخته شده‌اند. از نظر ساختمانی از دو زیرواحد کوچک و بزرگ تشکیل شده‌اند که هر دو زیرواحد در هستک ساخته شده‌اند و جهت شرکت و پروتئین سازی به سیتوپلاسم منتقل شده‌اند. 



img/daneshnameh_up/7/7f/t.10.jpg

هسته سلول

هسته ساختمانی است گرد یا بیضوی به ابعاد 5 تا 10 میکرون که همه سلولهای بدن بجز گویچه‌های قرمز حاوی هسته می‌باشند. اغلب سلولها دارای یک هسته ، برخی دارای دو هسته (سلولهای کبدی) و معدودی دارای هسته‌های متعدد می‌باشند (سلولهای عضله مخطط). شکل و موقعیت هسته در هر سلول بستگی به شکل سلول دارد. هسته همه فعالیتهای حیاتی سلول از قبیل سنتز پروتئین ، تقسیم ، تمایز و رشد سلولی را کنترل می‌کند. هسته از نظر ساختمانی از سه قسمت غشای هسته ، کروماتین و هستک تشکیل شده است. 

شبکه آندوپلاسمی

شبکه آندوپلاسمی با میکروسکوپ الکترونی به صورت وزیکولهای پهن یا لوله‌های پهن و دراز منشعب و مرتبط با هم شاهده می‌گردند. این لوله‌ها و وزیکولها شبکه بهم پیوسته و وسیعی را در داخل سیتوپلاسم بوجود می‌آورند که به دو صورت صاف (SER) و دانه‌دار (RER) دیده می‌شود. شبکه آندوپلاسمی صاف فاقد ریبوزوم در سطح خود می‌باشد و با داشتن آنزیمهای خاص وظایفی از جمله متابولیسم لیپیدها ، خنثی‌سازی سموم و ذخیره کلسیم را بر عهده دارد. شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ، دارای ریبوزوم در سطح خود می‌باشد. بنابراین در پروتئین سازی دخالت دارد. 

دستگاه گلژی

دستگاه گلژی ، از کیسه‌ها و واکوئلهای پهن محدبی تشکیل شده که بطور موازی روی هم چیده شده‌اند. منحنی بودن کیسه‌های تشکیل دهنده دستگاه گلژی باعث می‌شود که این ارگانل از نظر شکل ظاهری دارای یک سطح محدب (cis) و یک سطح مقعر (Trans) باشد. گلژی معمولا در بالای هسته قرار دارد، ولی جایگاه آن در سلولهای مختلف ممکن است متفاوت باشد. وظیفه گلژی شرکت در پروتئین سازی با همکاری شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار می‌باشد. پروتئینهای ساخته شده در شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ، توسط وزیکولهای حامل به دستگاه گلژی منتقل می‌گردند. چون وزیکولهای حامل به سطح محدب گلژی اتصال می‌یابند، سطح محدب گلژی را سطح سازنده نیز می‌نامند. در پروتئینهای منتقل شده به دستگاه گلژی ، تغییرات زیر به عمل می‌آید: 


  • بریده شدن قطعات اضافی از مولکولهای اولیه
  • افزوده شدن مواد قندی
  • افزوده شدن سولفات 
  • افزوده شدن فسفات 
  • تغلیظ و بسته‌بندی 

این تغییرات ضمن عبور از کیسه‌های متعدد گلژی انجام می‌گیرد و عقیده بر این است که کیسه‌های گلژی از نظر محتویات آنزیمی متفاوت‌اند. پروتئینها پس از بدست آوردن فرم نهایی خود به صورت گرانولهای محصور شده در غشا از سطح مقعر گلژی خارج می‌شوند. به همین دلیل سطح مقعر گلژی را سطح ترشحی نیز می‌نامند. 

لیزوزومها

لیزوزومها با میکروسکوپ الکترونی به صورت گرانولهای متراکمی مشاهده می‌شوند که 0.5 تا 0.05 میکرون قطر دارند و بوسیله غشا محصور شده‌اند. لیزوزومها حاوی تقریبا 50 نوع آنزیم می‌باشند که همه آنها در PH اسیدی فعالند. بنابراین لیزوزوم دستگاه گوارش سلول محسوب می‌شود و قادر به هضم مواد خارجی وارده به سلول و ارگانلهای فرسوده شده می‌باشند. 



img/daneshnameh_up/2/24/t.9.jpg

میتوکندری

میتوکندری ارگانلی است گرد یا میله‌ای که ابعاد آن 0.5 تا 1 میکرون می‌باشد. به عنوان مرکز مولد انرژی سلول می‌باشد که قادرند انرژی شیمیایی نهفته در مواد آلی مختلف را به انرژی قابل استفاده سلول یعنی آدنوزین تری فسفات (ATP) تبدیل نمایند. بنابراین هرچه مصرف انرژی سلول بیشتر باشد، اندازه میتوکندری‌ها بزرگتر و تعداد آنها بیشتر خواهد بود و برعکس. حتی در درون سلول میتوکندریها در بخشی از سلول قرار می‌گیرند که نیاز به انرژی جهت انجام فعالیت بیشتر باشد. 

میتوکندری بوسیله دو غشای بیرون و درونی محصور شده که غشای بیرونی صاف ولی غشای درونی دارای چینهای تیغه مانندی است که "کریستا" (crista) نامیده می‌شود و فضای بین دو غشا را "فضای بین غشایی" و فضای محدود شده بوسیله غشای درونی را "ماتریکس میتوکندری" می‌نامند که محتوی پروتئین ، 
DNA ، گرانولهای ریز و متراکمی مملو از کلسیم ، منزیم ، فسفات و ساختمانهای ریبوزوم مانند می‌باشد. 

پراکسی‌زوم

پراکسی‌زومها در گذشته میکروبادی Microbody نیز خوانده می‌شدند. ارگانلهایی هستند شبیه لیزوزومها که حاوی آنزیمهای هیدروکسی اسید اکسیداز ، O - آمینو اکسیداز و کاتالاز می‌باشند که دو آنزیم اولی در تولید پراکسید هیدروژن H202 دخیلند و آنزیم کاتالاز سبب تجزیه آن به آب و اکسیژن می‌شود. 

با توجه به فراوانی آنزیم کاتالاز در پراکسی‌زومها ، عقیده بر این است که سلولها را از اثرات سمی H2O2 حفظ می‌کنند که در سلولهای کبدی و کلیوی به تعداد فراوان یافت می‌شوند. منشا این ارگانل به عقیده بعضی ، شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار و به عقیده برخی دیگر شبکه آندوپلاسمی صاف می‌باشد. 

سانتریولها

سانتریولها به صورت دو ساختمان میله‌ای کوتاه و عمود بر هم در مجاورت هسته سلول قرار دارند و با سیتوپلاسم اطراف خود "سانتروزوم" نامیده می‌شود که قبل از تقسیم سلول همانندسازی می‌کنند و به قطبین سلول مهاجرت کرده و در دو سر دوکهای تقسیم قرار می‌گیرند. هر سانتریول ، استوانه‌ای است به قطر 0.2 میکرون و به طول 0.5 میکرون که دیواره آن از 9 سری میکروتوبول سه‌تایی تشکیل شده است. سانترویولها برای تشکیل مژه و تاژک ضروری‌اند. ارگانلهایی که تاکنون مورد بحث قرار گرفتند، همگی به‌وسیله غشا محصور شده‌اند، ولی ارگانلهایی نیز وجود دارند که فاقد غشا هستند و شامل میکروتوبولها و میکروفیلامنتها می‌باشند. 

اجزای غیر زنده سلولی

اجزای غیرزنده سلولی ، بطور عمده شامل مواد غذایی ذخیره ‌شده ، شامل پروتئینها ، چربیها ، گلیکوژن و پیگمانها مثل ملانین و مواد زاید انباشته شده در داخل سلول می‌باشند.

منبع:www.gooddocktor.loxblog.com 

مباحث مرتبط با عنوان

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 19:00 ] [ aigmblog ]

 

 

 

مقدمه

دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ای استخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع می‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و ماده خاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها در عین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند. 

 

تکامل مغز در مهره داران

در ماهیهای اولیه و دوزیستان ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران بویژه درپستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.

سطح نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهای مغز پیشین ، مغز میانی و مغز تحتانی است. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند. 



img/daneshnameh_up/e/e5/b.zoo.1.jpg


ساختار مغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.

  • پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیهبافت عصبی را انجام می‌دهد.
  • پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.
  • پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.

در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است. 

مخ

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها 
غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد.

نیمکره چپ در زبان آموزی ، 
یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است. 



img/daneshnameh_up/d/d4/b.16.JPG


مخچه

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظ 
تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند. 

بصل النخاع

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند. 

بطنهای مغزی

در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی. 

مایع مغزی-نخاعی

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد. 



img/daneshnameh_up/7/77/b.13.JPG


بیماریهای مغزی

عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ، باکتریها ، ویروسها و یا موجودات زنده میکروسکوپی دیگرند. در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوند و در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبی می‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند. 

فلج اطفال یا پلیومیلیت

عامل این بیماری نوعی ویروس است که از طریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، و ماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد. 

مننژیت مغزی

در اثر عفونت پرده‌های مننژ مغز یا نخاع حاصل می‌شود. انواعی از باکتریها باعث این بیماری می‌شوند. یک نوع از این باکتریها به نام مننگوکوک است. علایم بیماری مننژیت به طور ناگهانی بروز می‌کند. حرارت بدن دردناک می‌شود. مننژیت بیماری خطرناکی است و در صورت تاخیر در معالجه باعث مرگ می‌شود. 

آنسفالیت

آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغز مانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. ویروسهای سرخک و اوریون نیز ممکن است به مغز برسند و آنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود. 

بیماری هاری

میکروب این بیماری نوعی ویروس است که با گاز گرفتن سگ ، گربه وارد بدن آدمی می‌شود. از زمان گاز گرفتن تا بروز بیماری 15 روز تا دو ماه طول می‌کشد. 

مغز انسان شامل نرونهایی است که تعداد آنها به دهها میلیون می رسد. این نرونها در نواحی مجرای مغز که هر یک کار کردی تخصصی یافته دارند، انباشته شده اند. مغز از قسمت های متعددی ساخته شده و هشیاری از ارتباطات بین قسمت های مختلف مغز حاصل می شود. مخ بزرگترین بخش مغز است و حدود ۸/۷ وزن مغز را به خود اختصاص داده است. مخ شامل دو نیمکره است که از نظر شکل شبیه به هم هستند تا مدتها به نظر می رسید که این دو نیمکره از جهت ساماندهی و کارکرد یکسانند ولی با مطالعاتی که دانشمندان انجام داده اند. به این نتیجه رسیده اند که هرنیمکره ویژگی خاص خود را دارد. 
 

● ویژگی های نیمکره راست مغز


▪ سمت چپ بدن را کنترل می کند. 
▪ مرکز درک تصاویر و مقررات است. 
▪ قدرت تشخیص چهره ها را دارد. 
▪ قدرت حل معما را دارد. 
▪ درک رنگ و لحن صدا در این قسمت است. 
▪ تخیل و خواب در این ناحیه است. 
▪ قدرت خلاقیت و کشف کردن دارد. 
▪ ورزش و حرکات موزون بدن در این ناحیه است. 
▪ استعداد موسیقی در این قسمت است. 
▪ حس لامسه و درک اشیا سه بعدی در این قسمت است. 
▪ جهت یابی توسط این قسمت مغز صورت می گیرد. 
▪ با هنرهای نقاشی و طراحی سر و کار دارد. 
▪ مرکز احساسات  و دوست داشتن است. 
▪ ادراکات آن کل نگر است. 
▪ قدرت نظم و طبقه بندی ندارد. 
▪ قدرت درک ریاضیات و فلسفه را ندارد. 
▪ مهارت مدیریت را بلد نیست. 
▪ خلاقیت و ذوق هنری دارد. نقاشان، طراحان، نویسندگان و هنرمندان بزرگ از این قسمت مغز بیشترین استفاده را می برند. 
▪ ویژگی های زنانه در این قسمت است. 
 

● موانع پرورش نیمکره راست


افکاری که مانع رشد و تکامل نیمکره راست مغز می شوند عبارتند از: 
▪ من باید همیشه جدی باشم. 
▪ حق اشتباه کردن ندارم. 
▪ اگر از نتیجه کاری مطمئن نیستم نباید انجام دهم. 
▪ کاری که انجام می دهم باید خوشایند دیگران باشد. 
▪ من باید عاقلانه عمل کنم و گرنه.... 
▪ همیشه دنباله رو آدم های موفق باشم و شیوه عمل آنها را تقلید کنم. 
▪ بر این باور باشم که آدم موفق کسی است که همیشه ساده ترین و کوتاه ترین راه را برود چون راحت تر یا سریعتر به موفقیت می رسد.

 
● راه های تقویت نیمکره راست


▪ به مسائل به صورت کلی نگاه کنید نه جزئی. 
▪ به خود مجال فکرهای تخیلی و خیال بافی بدهید. 
▪ از گردش در طبیعت لذت ببرید و به اصوات و رایحه ها توجه کنید. 
▪ رمان بخوانید و داستان را به شکل تصویردر ذهن مرور کنید. 
▪ بازی های فکری داشته باشید. 
▪ یادگیری را همیشه با کشیدن شکل و طرح انجام بدهید. 
▪ نقاشی و طراحی را بیاموزید. 
▪ بیشترنگاه و مشاهده کنید تا اینکه گوش فرا بدهید. 
▪ تصویر آرزوهای خود را در آینده بکشید. 
▪ بدنبال ارتباطات بین افراد و اشیا و موضوعات باشید. 
▪ بچه گانه فکر کنید وحس زیبای شناسی خود را تقویت کنید. ( تقویت کودک درون) 
▪ در تحقیقات و کارها قدرت ریسک داشته باشید. 
▪ دیگران را دوست بدارید، احترام بگذارید و تشکر کنید. 
 

● ویژگی های نیمکره چپ مغز


▪ قسمت راست بدن را کنترل میکند. 
▪ ریاضیات و فلسفه را دوست دارد. 
▪ نظم و طبقه بندی کردن را دوست دارد. 
▪ همیشه منطقی و تحلیل گر با کارها برخورد می کند. 
▪ با تنوع در زندگی مخالف است و زندگی منظم و از قبل تعیین شده را می پسندد. 
▪ از انتقاد دیگران می هراسد. 
▪ با جزئیات سرو کار دارد. 
▪ پردازش اطلاعات و طبقه بندی را برعهده دارد. 
▪ عجول است و حوصله ندارد. 
▪ همه چیز را فقط با حرف زدن صرف توضیح می دهد. قدرت توضیح دادن مطالب را با مثال و شکل کشیدن ندارد. 
▪ قدرت تخیل ندارد. 
▪ استعداد موسیقی و نقاشی را ندارد. 
▪ قدرت خلاقیت و کشف را ندارد. 
▪ مرکز به خاطر سپردن کلمات و اعداد است. 
▪ ویژگی های مردانه در این قسمت است. 
▪ نزد زبان شناسان، ریاضی دانان و فلاسفه این بخش مغز فعالتر و بر نیمکره دیگر غالب است.


● موانع پرورش نیمکره چپ


▪ داشتن عقاید و باورهای زیر مانع از پرورش نیمکره چپ می شوند: 
▪ نظم داشتن در زندگی به معنای محدودیت است 
▪ ریاضیات یا اینگونه دروس خسته کننده هستند و من به هر زحمتی شده نباید با آنها روبرو شوم. 
▪ توجه به جزئیات، تلف کردن وقت است. 
▪ نوشتن مطالب زمان مطالعه وقت گیر است و مرا خسته می کند. 
 

● راه های تقویت نیمکره چپ


▪ جدول حل کنید. 
▪ کارهای هر روز را با جزئیات مشخص یادداشت کنید و برنامه ریزی داشته باشید. 
▪ سعی کنید زمان گوش دادن، مطالب را به حافظه بسپارید. 
▪ افکار منطقی را تقویت کنید. 
▪ زمان مطالعه و درس خواندن خلاصه برداری کنید. 
▪ برای انجام کارها آنها را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید و مرحله به مرحله کارها را انجام دهید. 
▪ بازی شطرنج و پازل را تمرین کنید. 
▪ مطالعات ریاضیات و فلسفه را جزو برنامه های خود قرار دهید. 
▪ مهارتهای مدیریتی را بیاموزید. 
▪ در طبیعت برای لذت بردن بیشتر از حس شنوایی استفاده کنید. 
▪ سخنوری وکنفرانس دادن را تمرین کنید.

منبع:www.gooddocktor.loxblog.com

مباحث مرتبط با عنوان

[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 18:44 ] [ aigmblog ]

تهذیب نفس

آورده اند که «شاگرد سقراط در لحظات آخر عمر استاد، از او پرسید: ما را چه امر می فرمایی که در حق اولاد و عیال تو به جا آوریم؟ گفت: هیچ چیز نمی گویم به شما، بلکه چیزی که همیشه به شما امر کرده ام، این است که در اصلاح نفس خود کمال کوشش و سعی به جا آورید و هر گاه این کار کردید، مرا خوشحال خواهید گردانید».

مبارزه با نفس

روزی دیوجانس با جمعیتی که به سوی تئاتر و مسابقات روان بودند، همراه شد. مردی از روی استهزا از او پرسید که آیا او هم به مبارزه می رود؟ دیوجانس جواب داد: بله، همین طور است، من هم برای کشتی گرفتن می روم. مرد پرسید: رقیبت کیست؟ دیوجانس جواب داد: رقیب من، خودم هستم و برای مبارزه با خودم می روم. برای من، هیچ کشتی و ستیزی، مانند زمانی که با امیال و رنج های خودم می جنگم، هیجان انگیز نیست».

دوستی

«به بزرگی گفتند: چرا با فلان دوستت که بر انجام گناهان اصرار می ورزد، قطع رابطه نمی کنی؟ گفت: آن دوست من، امروز به فضایل من محتاج است. شرط دوستی اقتضا می کند که من به وسیله دوستی، دستش را بگیرم و به فضل خدا، او را از کارهای زشت باز دارم و از آتش دوزخ برهانم».

زهد

«عارفی را پرسیدند: به این مقام چگونه رسیدی؟ گفت: آن را به هیچ یافتم. پرسیدند: چگونه؟ گفت: به یقین دانستم که دنیا هیچ است؛ ترک آن کردم و به این مقام رسیدم».

صبر

«بزرگی را از بزرگ ترین بردباری پرسیدند، گفت: هم نشینی با کسی که خُویش با تو سازگاری ندارد و دوری از او ممکن نیست».

قناعت

«مردی بر عارفی گذشت که نان و سبزی و نمک می خورد. به او گفت: ای بنده خدا! از دنیا به همین خرسندی؟ گفت: خواهی کسی را به تو نشان دهم که به بدتر از این خرسند است؟ گفت: آری! گفت: آن که به عوض آخرت، به دنیا خرسند است!»

تقو

«مردی به زاهدی گفت: تقوا را توصیف کن. او گفت: اگر به سرزمینی پر خار وارد شوی، چگونه رفتار می کنی؟ او گفت: پرهیز و حذر می کنم. زاهد گفت: در دنیا نیز چنین کن که تقوا همین است».

ذکر و یاد خد

«شخصی خدمت آیت اللّه میرزا عبدالعلی تهرانی رحمه الله رسید و از ایشان تقاضای موعظه کرد. آقا فرمود: روزی سه دقیقه به یاد خدا باش. بعد از لحظاتی فرمود: اگر دو دقیقه هم شد، عیبی ندارد».

عفو و گذشت

«به بزرگی گفتند: فلانی از تو غیبت کرد. او در جواب، طبقی از رطب برایش فرستاد و گفت: شنیده ام که اعمال نیک خود را برای من فرستاده ای، خواستم کار تو را تلافی کرده باشم. ازاین رو، این طبق خرما را تقدیم نمودم».

خدمت به خلق

«مردی از عارفی پرسید: از خلق به حق، چند راه است؟ عارف گفت: به عدد هر ذره ای از موجودات، راهی است به حق، ولی هیچ راه نزدیک تر و بهتر و سبک تر از آن نیست که راحتی به کسی برسد. ما بدین راه رفتیم و همه را به آن وصیت می کنیم».

خاموشی

«بزرگی را از علت سکوتش پرسیدند: گفت: از آن رو که هیچ گاه بر خاموشی خویش پشیمانی نخوردم و چه بسیار که از سخن گفتن پشیمان شدم».

ایمان

«گویند هنگامی که حضرت یوسف علیه السلام را در بازار مصر در معرض فروش قرار دادند، مردی با دیدن چهره پاک و معصومانه آن حضرت، متأثر شد و رو به مردمی که برای خرید و فروش او جمع شده بودند، گفت: به این کودک غریب و بی گناه رحم کنید و با او مهربان باشید! حضرت یوسف علیه السلام که با وجود سن کم، ایمان و اعتماد به نفس کاملی داشت، به آن مرد رو کرد و گفت: آن کس که خدا را دارد، گرفتار غربت و تنهایی نمی شود».

حسن خلق

«مردی حضور پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شرفیاب شد و پرسید: دین چیست؟ حضرت فرمود: اخلاق نیکو. دوباره از سمت راست آمد و گفت: دین چیست؟ فرمود: اخلاق نیکو. باز از طرف چپ آمد و سؤال کرد: دین چیست؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد: حسن خلق».

تواضع

«حکیمی را گفتند: گفت کدام حقیقت روا نیست؟ گفت: آنکه مرد از نیکی های خود بگوید».

ازدواج

«زنی به امام باقر علیه السلام عرض کرد: من تصمیم دارم هرگز ازدواج نکنم. حضرت پرسید: چرا؟ گفت: برای رسیدن به فضیلت و کمال! حضرت فرمود: از تصمیمت برگرد. اگر ترک ازدواج فضیلتی داشت، حضرت زهرا علیهاالسلام به درک این فضیلت از تو شایسته تر بود. چنین نیست که احدی در فضیلتی بر وی پیشی گیرد».

فقر

«گویند: عارفی چون این سخن شنید که دو نعمت است که سپاس داشته نشده است: سلامتی و امنیت، گفت: این دو، سومی نیز دارند که ناسپاس مانده است؛ چه سلامتی و امنیت را گاه، سپاس دارند. به او گفتند: آن چیست؟ گفت: فقر و آن، نعمتی است که بر منعمانش پوشیده مانده است؛ جز آنان که خدایشان نگاه داشته است».

[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 22:23 ] [ aigmblog ]

غضنفر میمیره اون دنیا بهش میگن چی شد که مردی میگه:شیر خوردم میگن:شیرش فاسد بود میگه نه بابا گاوه یهو نشست.

 

یه نفر داشته تو رودخانه غرق می شده بلند بلند داد می زده:کمک!کمک! من شنا بلد نیستم!غضنفر داشته از اونجا رد می شده میگه:حالا من هم تنیس بلد نیستم باید داد بزنم.

غضنفر داشته با یه خره شطرنج بازی می کرده یکی رد می شه میگه:عجب خر با هوشی غضنفر میگه:همچینم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم. 

وقتی دیدی یه سوسک برعکس روی زمین افتاده بدون که داره به قیافت می خنده

در چهار راه مردی در حال آب دادن به چراغ راهنمایی بود.یک نفر از اونجا داشت رد می شد بهش میگه:چرا به چراغ راهنما آب می دی میگه:چون می خوام سبز شه. 

طرف قله ی اورست را فتح میکنه بهش میگن:انگیزت چی بود؟میگه:خدا لعنت کنه اون کسی رو که گفت اون بالا نظری میدن.

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟ سرخ پوسته گفت پـــ ن پـــ ژاپونه، ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!!

[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 17:59 ] [ aigmblog ]

حکایت جالب و خواندنی

شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند.
ديگري گفت: موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم .
وقتي به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد
شهسوار اولي گفت:مي بيني؟بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم !
ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند...
مرشد مي گويد: تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .

 

[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 17:52 ] [ aigmblog ]
صفحه قبل1...2223242526...30صفحه بعد
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ ما خوش آمدید. آرزوی ما افزایش علم شماست.لطفا در وبلاگ ما نظر داده و با کلیک روی +1 ما را در گوگل محبوب کنید.
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران